السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )

300

جواهر البلاغة ( فارسى )

ج : و مانند جايى كه مىخواهيم : غير متصف به شرط را بر متصف به شرط ، غلبه دهيم . مثلا سفر رفتن سعيد ، قطعى است و سفر رفتن خليل ، غير قطعى ، پس تو به هر دوى آنها مىگويى : « إن سافرتما كان كذا » اگر شما دو نفر ، مسافرت كنيد چنين مىشود . در اين مثال ، ما تنها بايد براى خليل كه سفرش حتمى نيست ، « إن » به كار ببريم و براى سعيد كه سفرش حتمى است نبايد ، « إن » استعمال كنيم ولى خليل را بر سعيد غلبه داده‌ايم و براى هردو « إن » را به كار برده‌ايم . « 1 » و قد تستعمل « إذا » فى الشرط المشكوك فى ثبوته أو نفيه ، لأغراض : ( الف ) منها الإشعار بأن الشّك فى ذلك الشّرط لا ينبغى أن يكون مشكوكا فيه بل لا ينبغى ألّا يكون مجزوما به نحو : إذا كثر المطر فى هذا العام أخصب النّاس ( ب ) و منها تغليب المتصف بالشّرط على غير المتصف به نحو : إذا لم تسافرا كان كذا و هلمّ جرّا من عكس الأغراض التّى سبقت . و گاهى « إذا » در شرطى كه ثبوت يا نفيش مشكوك است به كار مىرود و اين استعمال ، براى هدفهايى است : الف : از آن اهداف : يكى اين است كه : نشان داده شود ، ترديد در شرط ، شايسته نيست ، بل اصلا سزاوار نيست شرط ، يقينى و حتمّى نباشد . مانند : « إذا كثر المطر فى هذا العام أخصب النّاس » زمانى كه ريزش باران ، در اين سال فراوان گردد ، مردم خرّم مىشوند . ب : و از آن اهداف ، غلبه دادن متصّف به شرط بر غير متصف به شرط است . مانند : « إذا لم تسافرا كان كذا » اگر شما دو نفر سفر نكنيد ، چنين مىشود . اين مثل ، در جايى به كار مىرود كه : سفر يكى از دو مخاطب ، حتمى باشد و سفر ديگرى غير حتمى ، در اين‌جا آن كس را كه سفرش حتمى است بر ديگرى غلبه مىدهيم . و همين‌گونه ادامه بده استعمال « إذا » را در موارد مشكوك ، در جاهايى كه برعكس موارد بحث « إن » شرطيه است . يعنى : در جاهايى كه مىبايست « اذا » بياوريم به جهت اعتباراتى « إن » شرطيه آورديم . و اكنون در

--> ( 1 ) . بدان : تغليب كه : عطاكردن حكم يكى از دو همراه با يكى از دو همشكل به ديگرى است ، قلمرو گسترده‌اى دارد و به شيوه‌هاى گوناگون و براى به دست آوردن نكات بسيار ، اجرا مىشود . بحث تغليب در كتابهاى گسترده آمده است . و بدان كه : مقصود اساسى از دو جملهء شرط و جواب ، تنها جمله جواب است . أما جمله شرط ، قيد آن است . پس زمانى كه مىگويى : إن زارنى سليم أكرمته مقصود اين است كه تو حتما سليم را اكرام خواهى كرد . لكن هنگامى كه تو را زيارت كند و جمله به اعتبار جواب ، اسميه ، فعليه ، خبريه يا انشائيه حساب مىشود .